postheadericon انجمن نجات رژیم - فصل هفتم



نامه نگاریهای مجعول
یكی از شیوه های وزارت اطلاعات جهت تأثیرگذاری برروی اعضای مجاهدین، نامه نگاری به اسم خانواده و تشویق آنها به بازگشت به ایران است. در مواردی هم افراد بریده و خائنان خودفروخته، برای مجاهدین نامه نوشته و آنها را به خیانت و بازگشت نزد رژیم تشویق كرده اند. مزدور حسین فرقانی یكی از عوامل اصلی وزارت اطلاعات در استانهای شمالی كشور، در صحبت با خانواده ها به آنها توصیه می كند كه «وقتی او را دیدی، او را به گوشه یی ببر، در قالب خاطره با او صحبت كن و ۱۰ تا نامه برای شببر و یك آلبوم عكس خانوادگی برایش ببر، آنموقع می شود یك صحبتی كرد كه حالا برویم او را بیاوریم». نمونه هایی از نامه های وزارت اطلاعات برای اعضای مجاهدین كه به اسم خانواده و اقوام جهت بازگشت به نزد رژیم و ترویج خط بریدگی، ارسال شده را ملاحظه نمایید:

postheadericon انجمن نجات رژیم - فصل ششم

كارزار ننگین رژیم در ارتباط با ارگانهای بین المللی
از آنجا كه در برابر هر زدوبند و معامله ننگینی با دولتهای غربی، مقاومت و آلترناتیو انقلابی قد برافراشته و مانع پیشروی رژیم در این عرصه میشود و از آنجا كه در صحنه بین المللی تنها مانع پیشروی رژیم، مجاهدین و شورای ملی مقاومت هستند، وزارت اطلاعات هم زمان با پیشبرد خط اخراج و استرداد مجاهدین از عراق، توطئه رذیلانه دیگری را نیز برای بهره برداری از خانواده ها در دستور كار عواملش قرار داده كه همانا استفاده از آنها جهت محدود كردن فعالیتهای سیاسی مقاومت در خارج از كشور است. یكی از مسئولان اداره سیاسی وزارت خارجه رژیم، در مورد هدف آنها از این اقدامهای گسترده علیه مقاومت در خارج كشور می گوید: «هدف و نظر ما این است كه اسامی پوششی منافقین (یعنی شورای ملی مقاومت) در لیست تروریستی اتحادیه اروپا قرار گیرد».
در سال ۸۳، انجمن نجات وزارت اطلاعات، فعالیتهای خود در رابطه با ارگانهای بین المللی را گسترش داد. ازجمله اقدامها و توطئه های جدید وزارت اطلاعات، نوشتن نامه از زبان خانواده های مجاهدین به ارگانهای بین المللی و درخواست بازگرداندن فرزندان آنها از شهر اشرف به ایران می باشد. هم چنین ایجاد پرونده های حقوقی دورغین و شكایت نامه علیه مقاومت ایران، بخشی از اقدامهای رذیلانه وزارت اطلاعات است كه با تحت فشار قراردادن خانواده ها قصد پیش بردن آنرا دارد.

postheadericon انجمن نجات رژیم - فصل پنجم

«سازمان غیر دولتی» به سبک وزارت اطلاعات
همه كسانی كه با ارگانهای غیردولتی و سازمانهای بین المللی و مفاهیم و تعاریف حیطه های غیردولتی آشنا هستند، تعریف زیرین را می شناسند:
«سازمانهای غیردولتی (NGO)  سازمانهای خصوصی هستند كه اعضا و فعالیت آنان حیطه های بین المللی دارد. سازمانهای بین المللی دارای موقعیت دولتی نیستند، این سازمانها اساساً هرگونه فعالیت یا وابستگی دولتی را فاقدند. فرم فعالیت جنب دولت، این سازمانها را از عداد سازمان غیردولتی خارج می كند».
اكنون به یك نمونه از سازمانهای غیردولتی به سبك اطلاعات آخوندها بنگرید: خبرگزاری رسمی رژیم درتاریخ ۱۹ اسفند ۸۳ از «نخستین همایش» تشكل غیردولتی(NGO)  خبر داد كه از سال گذشته در استان لرستان «فعالیت خود را با هدف برقراری ارتباط خانواده ها با فرزندان خود در کشور عراق» آغاز کرده است.
خبرگزاری رژیم می گوید: «در نخستین همایش انجمن «نجات» در لرستان که با حضور رییس دادگستری این استان و خانواده های افراد جداشده از سازمان منافقین (مجاهدین خلق) در خرم آباد برگزار شد، مسئول دفتر انجمن نجات شاخه لرستان اعلام کرد: از پارسال تاکنون تعدادی از خانواده های لرستانی در قالب دو کاروان به عراق اعزام شده تا با فرزندان خود در قرارگاه منافقین در بغداد دیدار کنند. «محمد خسروپور» روز گذشته در این همایش یکروزه که در هتل استقلال خرم آباد برگزار شد گفت: این تشکل غیر دولتی (NGO) از سال گذشته در این استان فعالیت خود را آغازكرد. وی گفت: «قرار است تعدادی نیز که در نوبت ملاقات با فرزندان خود هستند در صورت فراهم شدن شرایط، به عراق عزیمت کنند».

postheadericon انجمن نجات رژیم - فصل چهارم

رسوایی رژيم پس از ديدار مجاهدين با خانواده ها

همان طور كه در فصل قبلی توضیح داده شد، وزارت اطلاعات آخوندی از طریق بریده مزدوران و نفوذیهای بازگشتی، تحت عنوان صلیب سرخ یا هلال احمر و انجمن نجات با خانواده ها تماس گرفته و آنان را از شهرهای مختلف به تهران فرا می خوانند. در تهران ضمن بیان انواع دروغها به آنها می گویند جهت نجات جان فرزندان خود، با اكیپی كه به عراق می رود، اقدام نمایند. اولین اكیپ در تاریخ ۱۹ تیر ۸۲ پس از طی مراحل و توجیه های نهایی كه توسط مأموران وزارت اطلاعات در مهران صورت می گیرد، زیر كنترل و با همراهی عوامل وزارت اطلاعات به عراق منتقل می شوند.
در عراق شخصی به نام كشگر كه كارمند تلویزیون عربی رژیم (العالم) می باشد، مسائل آنان را حل و فصل می كند.
این اكیپ كه شامل ۲۸ خانواده بود، در تاریخ ۲۵ تیر ۸۲ پس از تظاهراتی اجباری علیه سازمان در مقابل هتل شرایتون، به سمت دفتر سازمان در بغداد حركت می كنند. همزمان با رسیدن تعدادی از این افراد به جلو دفتر مجاهدین در بغداد، یك خودرو از سفارت رژیم و اكیپی از تلویزیون العالم رژیم نیز آنها را همراهی می كنند و از صحنه تظاهرات فیلمبرداری كرده و تلاش می كنند آنها را نسبت به ادامه تظاهرات، تشویق و ترغیب كنند و شعارهای تظاهرات را برای آنها مشخص می كنند.
نمایندگان سازمان مجاهدین كه درمحل بودند، خطاب به خانواده ها تصریح كردند كه این اعمال توطئه وزارت اطلاعات است و خانواده ها برای دیدار با فرزندانشان نیازی به این اقدامها ندارند و سازمان و فرزندانتان در قرارگاه اشرف به شما خوشامد می گویند. خانواده ها پس از اطلاع از توطئه وزارت اطلاعات، نسبت به سوءاستفاده رژیم از آنها، ابراز انزجار كرده و با اظهار پشیمانی به محل اقامت خود برگشتند.
رادیو رژیم در تاریخ ۲۶ تیر ۸۲ ضمن پخش خبر «تظاهرات جمعی از خانواده های ایرانی در میدان فردوس بغداد» گفت: «این خانواده ها در مصاحبه با خبرنگاران گفتند، ایران امن ترین كشور برای فرزندانمان است و آنان باید به میهن بازگردانده شوند»!

postheadericon مبلغان موضع رژیم در آمریکا

(به قلم یکی از کاربران فیس بوک)
رژيم ولايت فقيه كه مجاهدين و مقاومت ايران و رهبري آن مسعود رجوي را، جدي ترين دشمن و تهديد اصلي خود، مي داند، آنها را هدف شماره يك سركوب و ترور و اعدام در داخل و خارج ايران و مهمترين موضوع در مذاكرات و مراوداتش با تمامي طرف حسابهاي خارجي و بين المللي، به خصوص دولتهاي غربي جهت سهيم كردن آنها در سركوب و ايجاد محدوديت و اعمال فشار عليه اپوزيسيون اصلي خود قرار داده و در اين زمينه بيش از هرچيز، موضوع گنجاندن و نگهداشتن نام مجاهدين در ليستهاي تروريستي را، به بهاي باج دهي هاي سرسام آورو پايان ناپذير پيگيري كرده است. رسوايي بسياري از اين نوع زد و بندهاي كثيف، طي سه دهه گذشته از طريق كمیسيونهاي تحقيق يا گزارش مطبوعات يا شهادت شاهدين صحنه و حتي خود مسؤلان و طرف حسابهاي بين المللي اين قضايا، بارها و بارها فاش گرديده است. 
كميسيون تحقيقات تاور در آمريكا يكي از اين موارد است كه به بررسي و تحقيق درمورد افتضاح ايران گيت (مبني بر ارسال اسلحه توسط دولت آمريكا براي رژيم آخوندي در ازاي آزادي گروگانهاي آمريكايي)، پرداخته است، كه در نتيجه اين تحقيقات فاش گرديد كه يكي از مهمترين موضوعات و شرايط اين معامله، درخواست رژيم ايران از آمريكا براي تروريست ناميدن مجاهدين توسط دولت آمريكا و عملي شدن اين درخواست است.
نمونه ديگر: گنجاندين نام مجاهدين در ليست وزارت خارجه كه بنا به اعتراف مارتين اينديك مقام ارشد وزارت خارجه آمريكا با هدف ابراز حسن نيت به رييس جمهور «مدره» ايران محمد خاتمي انجام گرفت.

postheadericon انجمن نجات رژیم - فصل سوم

نمايش اعزام خانواده ها به عراق
وزارت اطلاعات آخوندی در ۳۰ اردیبهشت ۸۲ تعداد معدودی از خانواده ها را با ارعاب و فریب، به همراه شماری از عوامل خود، به مقابل سفارت سوییس در تهران كشاند و با برگزاری تظاهراتی اعلام نمود كه فرزندانشان «برخلاف میل خود، توسط رؤسای مجاهدین» در خاك عراق نگهداری می شوند. البته همان روز سازمان مجاهدین خلق ایران طی اطلاعیه یی نمایش رسوای اطلاعات آخوندی در برابر سفارت سوییس در تهران را افشا نمود. در این اطلاعیه ازجمله آمده بود:
«صبح امروز وزارت اطلاعات ملایان… شماری ازعوامل خود را به مقابل سفارت سوییس در تهران (حافظ منافع آمریكا در ایران)، فرستاد تا به عنوان خانواده های مجاهدین خواستار دیدار فرزندانشان شوند كه گویا «برخلاف میل خود، توسط رؤسای مجاهدین» در خاك عراق نگهداری می شوند!
... نمایش های مسخره اطلاعات آخوندها و اشك تمساح برای دیدار خانواده ها و فرزندانشان، جز بر نفرت مردم ایران از فاشیسم مذهبی حاكم بر ایران نمی افزاید.  رژیمی كه آشكارا خواهان بمباران و سركوب و سربه نیست كردن همه مجاهدین در خاك عراق است و رییس جمهورش، آخوند خاتمی هفته گذشته در بیروت دوباره درخواست كرد «از سوی آمریكا حمله یی علیه این گروه صورت گیرد، طوری كه صداقت آمریكا را در ادعایش نشان دهد» (تلویزیون الجزیره، ٢٤ اردیبهشت ۸۲).
... شایان توجه است كه رادیو و تلویزیون و مطبوعات حكومت آخوندی در همین ایام به طور مستمر خبر می دهند كه مجاهدین در خاك عراق «در كنترل نیروهای آمریكایی قرار گرفته اند» و «حتی برای خرید و خروج از اردوگاهشان، باید اجازه دریافت كنند» (روزنامه آفرينش، ۲۷ ارديبهشت ۸۲).
... اكنون از آخوندها و وزارت اطلاعات منفور آنها باید پرسید اسیر گرفته شدن همه مجاهدین در خاك عراق را باور كنیم یا این را كه افرادی «برخلاف میل خود، توسط رؤسای مجاهدین» در خاك عراق نگهداری می شوند؟!
«جالب توجه اینكه طی هفت ماه گذشته، به رغم فراخوان های متعدد و دعوت مسئول شورای ملی مقاومت ایران، رژیم آخوندی حتی به یكی از خانواده های مجاهدین هم اجازه سفر به عراق و دیدار با فرزندانشان را نداده است».

postheadericon انجمن نجات رژیم - فصل دوم

نمونه یی از كارتهای تبليغ راديو نجات كه توسط مزدوران محلی وزارت
اطلاعات در عراق توزيع شده است
انجمن نجات – ارگان پوششی سرکوب
در سال ۱۳۸۰ وزارت اطلاعات رژیم توسط مأموران قدیمی و بریده مزدورانش ارگان سركوبگر جدیدی به نام «انجمن نجات» برای تحت فشار قراردادن خانواده ها و سوءاستفاده از آنها علیه مجاهدین تشكیل داد.
همچنین در زمستان ۱۳۸۱ وزارت اطلاعات آخوندی اقدام به راه اندازی یك ایستگاه رادیویی دولتی و جدید به نام رادیو «نجات» نمود. برنامه های این رادیو توسط اداره كل «التقاط» (ضد مجاهدین) وزارت اطلاعات در تهران و با همكاری تعدادی از عوامل وزارت اطلاعات كه تلاش كرده بودند به سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش نفوذ كنند ولی شناسایی شده و به ایران فرستاده شدند، تهیه و به طور روزانه از این ایستگاه رادیویی پخش می شود.
مأموران وزارت اطلاعات به برخی خانواده های مجاهدین مراجعه نموده و با شیوه های مختلف تهدید، ارعاب و ارائه اطلاعات غلط، آنها را مجبور می كردند تا از طریق مصاحبه با این رادیو، علیه مجاهدین موضعگیری كنند و به فرزندان یا اقوامشان در ارتش آزادیبخش پیام بدهند و آنها را دعوت به بازگشت به ایران و تسلیم شدن به رژیم كنند. همزمان مزدوران محلی رژیم آخوندی در عراق اقدام به پخش تراكتها و بروشورهای تبلیغ این رادیو در داخل عراق كردند.

postheadericon انجمن نجات رژیم - فصل اول

رؤیای نابودی مجاهدین
وزارت اطلاعات آخوندی چند ماه قبل از شروع جنگ در عراق، خبر مجعول و كلیشه یی را در مطبوعاتش درج كرد كه بر اساس آن مجاهدین درصددند درجریان حمله آمریكا به عراق عملیات سرنگونی رژیم تحت عنوان «فروغ۲» را به اجرا بگذارند. همزمان برخی پاسداران سیاسی رژیم درخارج ازجمله «حسین باقرزاده» برای جلوگیری از كشته شدن مجاهدین شروع به یقه درانی كردند تا از قربانی شدن دوباره مجاهدین جلوگیری شود و پی درپی مجاهدین را از چشم انداز «فروغ۲» برحذر می داشتند.۱ در گام بعدی و به موازات شدت گرفتن بحران عراق سران نظام پوسیده ولایی، بسیج تبلیغاتی گسترده یی را علیه مجاهدین به راه انداخته و عاجزانه از آمریكا برای حمله نظامی به قرارگاه های مجاهدین، استمداد كردند. این حلقه یی از زنجیره توطئه ها و زد وبندهایی بود كه رژیم با استفاده از شرایط جنگ و اشغال عراق، برای نابودی، متلاشی كردن، اخراج و استرداد مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادیبخش، زمینه چینی می نمود.۲
به این ترتیب، وزارت اطلاعات آخوندی در داخل كشور با فضاسازی و ایجاد یك جنگ روانی حول چشم انداز نابودی مجاهدین، جهت فشار بر خانواده ها و تضعیف روحیه آنها و علیه حضور مجاهدین در عراق، استفاده نمود.

postheadericon انجمن نجات رژیم - مقدمه

مقابله با «صورت مسئله» سرنگونی 
وظیفه مقدم ارگانهای سركوبگر رژیم و به طور خاص وزارت اطلاعات رژیم آخوندی مقابله با «تهدید سرنگونی» از سوی مجاهدین و مقاومت ایران به عنوان صورت مسأله كل نظام است. مسأله بود و نبود همه جناحها تهدید مشتركی است كه همگی در مورد آن اتفاق نظر دارند. اگر رژیم تهدیدی از این سو نمیدید، نیازی به چنین بسیج دیوانه وار و این همه زد و بند و اعمال فشار نداشت. اما تهدید به گونه یی است كه رژیم آخوندی حتی یك گردهمایی و یك ملاقات سیاسی و یك مقاله را هم برنمی تابد. مثلاً وقتی هموطنانمان در آمریكا تجمع یا تظاهرات دارند، رفسنجانی شخصاً اعتراض میكند كه چرا «تروریستها، در چندصد متری كاخ سفید» موجودیت رژیم را به چالش گرفته اند. سفیر رژیم در انگلستان برای روزنامه گاردین «اعتراض رسمی جمهوری اسلامی ایران» را ارسال میكند كه چرا به چاپ یك آگهی مبادرت كرده است. سفیر رژیم در فرانسه هم جای خود دارد كه پس از هر دیدار و ملاقات رییس جمهور مقاومت از یك كلیسا یا دیدار با یك شخصیت مذهبی مانند «آبه پیر» تا مسجد پاریس و از دیداری در سنای فرانسه تا پارلمان اروپا، راهی وزارت خارجه فرانسه می شود و بست می نشیند. وزیر خارجه رژیم یك بار در ایتالیا به طور رسمی تصریح كرد «معیار صداقت» كه همان ملاك معامله سنجی رژیم باشد، نحوه برخورد كشورها با «منافقین» است. این تازه در كشورهای غربی است كه از روی آن می توان وضعیت رژیم در قبال مجاهدین در عراق را هم گمانه زد.
ازاین رو، برای پاك كردن «صورت مسأله سرنگونی»، رژیم همیشه و در همه جا در صدد «حداكثر فشار» بر روی مجاهدین و مقاومت ایران بوده است. این كار با مجموعه یی از اقدامهای نظامی، تروریستی، امنیتی، سیاسی و جنگ روانی مستمر پیگیری می شود. درخلال جنگ آمریكا و عراق رژیم ملاها تلاش كرد از این فرصت حداكثر بهره را ببرد تا بتواند ضربه كمرشكن به مجاهدین وارد نماید و به خیال خودش اساساً صورت مسأله سرنگونی را پاك كند و از این بابت برای خود كیسه ها دوخته بود.

postheadericon حضور مجاهدین در عراق به عنوان یک مقاومت مشروع

... سابقه مجاهدین بسا بسا از این چیزها روشنتر است؛ از روز اول دیدار صلح در بغداد در 25خرداد 1365 که اطلاعیه آن در همان زمان منتشر شد و همه هم از آن خبر دارند.
بعد از آمدن ما به عراق و دیدار من با رئیس جمهور این کشور، همان زمان در اطلاعیه یی به طور صریح گفتم: تا وقتی شما در خاک ما – در خاک ایران – بودند، ما با شما می جنگیدیم.
اما از وقتی که آمادگیتان را برای صلح اعلام کردید، از وقتی که از خاک ما خارج شدید، از وقتی که قطعنامه های شورای امنیت را پذیرفتید، از وقتی که کتباً و رسماً به طرح صلح شورای ملی مقاومت ایران به عنوان منبای مذاکرات صلح پاسخ مثبت دادید، بسیار خوب، ما هم در صلح هستیم و مقاومت ایران جنبش جهانی صلح را هدایت کرد.

postheadericon قربانیان قتل عام 67: زهرا بیژن یار

مجاهد شهيد زهرا بيژن يار در سال 1339 متولد شد. او مبارزات خود را از زمان شاه آغاز كرد و در همان زمان بود كه به جرگه هواداران سازمان پيوست. زهرا پس از پيروزي انقلاب، در روابط درونی مجاهدين عهده دار مسئوليتهای سنگين و حساسی بود. او در سال 60 هنگامی كه باردار بود، دستگير و به زندان اوين منتقل شد. دژخيمان او را از قبل می شناختند و به همين دليل برای دست يافتن به اسراری كه از سازمان می دانست، از هيچ رذالتی در حق او ابا نكردند. زهرای قهرمان در زير شكنجه طفل به دنيا نيامده خود را از دست داد، اما هيچ گاه در برابر دژخيمان تسليم نشد.
يكی از زندانيان سياسی كه طي سالهای 60 تا 67 با مجاهد شهيد زهرا بيژن يار در زندان بوده، نوشته است «زهرا در شمار كسانی بود كه طي 7سال اسارت، پرونده اش باز بود و در سراسر اين 7سال هر لحظه احتمال اعدام او وجود داشت. بازجوها به دنبال بهانه يی بودند تا بتوانند اعدامش را توجيه كنند. زهرا همه هدايايی را كه برايش به زندان مي فرستادند بين ساير بچه ها تقسيم مي كرد و چيزی برای خودش نگه نمی داشت.

postheadericon آیا هنوز بی بی سی صاحب عله است؟ - حسین اخوان توحیدی


شنبه، ۱۲ فروردین ۱۳۹۱ / ۳۱ مارس ۲۰۱۲
بیست و سه اسفند۱۳۹۰بی بی سی  راجع به خروج احتمالی مجاهدین خلق از لیست آمریکا  گزارشی داشت.
خلاصه حرف بی بی سی این بود که چرا مجاهدین خلق فعال هستند؟ بدینجهت آنها را در کنار القاعده قرار داده است.
نظر کار شناسان نفتی این است که مجاهدین را از لیست خارج نکنید. سئوال این است که آیا با دستگاه امنیتی زیر نام ژورنالیسم روبرو هستیم؟ مشابه حسین شریعتمداری سر دبیر کیهان که او هم زیر نام روزنامه نگار در زندان اوین مشغول مبارزه با تروریسم است.
بی بی سی خودش را صاحب عله میداند.
اما تروریست چیست و کیست؟

postheadericon خاطرات همبندی جعفر کاظمی

دفترم را دادم مرحوم جعفر کاظمی برایم یادگاری بنویسد. گذاشته بود روی تختش زیر قرآن، ده روزی دستش بود و هر بار می گفتم جعفر جان چقدر تنبلی تو نوشتن زود بنویس میخوام بدم بقیه هم بنویسن. می گفت: "سعید فعلا که هستی پیشمون چه عجله ای داری مگه قراره آزاد بشی به این زودیها؟" گفتم معلوم نیست کی آزاد بشم اما میخوام سر فرصت بدم همه بنویسن که روز آخر مجبور نشم بدم دوستان با عجله بنویسن. گفت نکنه می ترسی منو زود اعدام کنن نتونم بنویسم. من هم به شوخی می گفتم: حالا خودت هیچی، موقعی که می خوان ببرنت برای اعدام دفتر منو هم میبرن.
جعفر صمیمی ترین دوست و هم اتاقی ام بود، رابطه عاطفی عمیقی در مدت کوتاهی که باهم بودیم شکل گرفته بود که منشاء آن خوبی، انسانیت و شرافت جعفر بود. رابطه دوستی عمیقی که فارغ از نوع دیدگاه سیاسی مان شکل گرفته بود تا به حال در طول عمرم تجربه نکرده ام و بعید می دانم چنین رابطه ای با کسی دیگر بتوانم برقرار کنم.

postheadericon معرفی کتاب: پرواز در خاطره ها

خاطرات سرهنگ خلبان بهزاد معزی
گردآوري و تدوين: كاظم مصطفوی
انتشارات: نشر ندا
چاپ اول: خرداد ٨٥

postheadericon قربانیان قتل عام 67: مصطفی بهزادی


مجاهد شهید مصطفی بهزادی، متولد 1345 در تهران، دانش آموز سال اول دبیرستان، در 26 مرداد 67 در تهران حلق آویز شد. او از سال 59 از سازمان هواداری می كرد. مصطفی در سال 64 ازطریق رادیو ارتباط تشكیلاتیش برقرار می شود و در سال 65 دستگیر شده و به زندان اوین برده می شود. یكی از همبندان او نوشته است:
«مصطفی 3سال ونیم حكم داشت. بازجویان به او گفته بودند در عید سال 67 به شرط مصاحبه یا اعلام انزجار از مواضعش، یك سال ونیم به او تخفیف خواهند داد. اما او قبول نكرد و در تاریخ 26 مرداد به همراه 4 نفر دیگر ازجمله محمود دوراندیش )فرمانده بهمن( حلق آویز شد.»

postheadericon قربانیان قتل عام 67: فاطمه زارعی


مجاهد شهید فاطمه زارعی در آباده شیراز متولد شد و تحصیلات خود را در رشته فیزیك ادامه داد. فاطمه پس از گرفتن لیسانس خود در این رشته از دانشگاه شیراز به عنوان دبیر دبیرستانهای شیراز به كار مشغول شد.
فاطمه قهرمان با وجود داشتن دو كودك خردسال، با پشتكار و علاقه بسیار هم به شغل تدریس خود می رسید و هم یكی از فعالترین مسئولان كانون معلمان شیراز بود.
خصائل برجسته انقلابی و مردمی فاطمه باعث شد كه فاطمه به عنوان كاندیدای مجاهدین در اولین دور انتخابات مجلس شورا بعد از انقلاب ضدسلطنتی در شیراز معرفی شود، چیزی كه البته مورد پسند ارتجاع زن ستیز نبود و با تقلبهای گسترده و كارشكنیهای بسیار مانع پیروزی فاطمه شد. اما فاطمه به مبارزه خود با ارتجاع هم چنان ادامه داد.
عاقبت مبارزه سیاسی با ارتجاع در 30 خرداد 60، به سرفصل تعیین تكلیف خود رسید. در روزهای پایانی این سرفصل، تظاهرات اعتراضی گسترده یی در شهرهای مختلف نسبت به كشتار مجاهدین به راه افتاد. یكی از این تظاهرات اعتراضی در 27 خرداد در شیراز بود. در این روز تعداد زیادی از خواهران و مادران مجاهد در بازار وكیل شیراز گرد آمدند تا نسبت به برخوردهای ضدانقلابی ایادی رژیم در مورد فرزندان مجاهدشان اعتراض نمایند. فاطمه یكی از مسئولان و سازمان دهندگان این تظاهرات بزرگ بود. مزدوران رژیم كه از قبل فاطمه را می شناختند و از نقش فعال او در به راه انداختن تظاهرات آگاه بودند او را شناسایی كرده و در همان جا دستگیر می كنند.

postheadericon قربانیان قتل عام 67: ناهید کیکاووس نژاد

مجاهد شهید ناهید كیكاووس نژاد در اسفند 42 در ایذه متولد شد و تحصیلات خود را تا گرفتن دیپلم ادامه داد. ناهید در 11 مرداد 67 در جریان قتل عامها تیرباران شد. برادر مجاهدش، شهید سیاوش كیكاووس نژاد، كه در تیرماه سال 78 پس از یك نبرد قهرمانانه با مزدوران رژیم به شهادت رسید، در باره خواهر مجاهدش نوشته است:
ناهید بعداز انقلاب، در سال 57 در دبیرستان با مجاهدین آشنا شد. او در سال 61 دستگیر و بعد از یكسال ونیم بلاتكلیفی و تحمل وحشیانه ترین شكنجه ها به حبس ابد محكوم شد. در آن زمان ناهید بیش از 18 سال نداشت و در زندان كارون اهواز حبس بود. یادم هست زمانی كه خواهر و برادرم را به جرم هواداری از سازمان مجاهدین دستگیر كردند، من سیزده سال بیشتر نداشتم. بعداز چند ماه كه برای اولین بار به ملاقات ناهید رفتیم با این كه معلوم بود به شدت شكنجه شده، با این حال در مقابل پاسداران كوتاه نمی آمد و در زمان ملاقات هم مرتب با آنها درگیری داشت. 

postheadericon چهره ی دیو - شعری از حمیدرضا طاهرزاده

برای نوری المالکی، دیکتاتور خون آشام عراق - 18 دسامبر 2011

روزگاریست که هر گوشه ی دنیا شرر است!
کاش این شیوه ی خصمانه دگرگون گردد

سرِحلاج به دار است و نجیبان در بند
کاشکی عشقِ بشر قسمت گردون گردد

موجِ جانباختگان، ضد ستم می جنگد
نکند "اشرفیان"، صید شبیخون گردد

"نوری المالکی" از قوم یزید است و گنه
دست این جانیِ ناپاک پُر از خون گردد

برده ی "رهبر" دیوانه بوَد این خونریز
وای اگر تیره دلی رهبرِ مجنون گردد

نحسیِ "مالکی" و "خامنه ای" جاویدست
چهره ی دیو، نباید که همایون گردد!  

postheadericon حرفی بر آمده از دل، شاید که بر دل نشیند – علیرضا یعقوبی


دوستان، در هنگامه خون باید تمامی توان خود را در حمایت از اشرفیان قهرمان بکار گرفت. ما در آینده وقت برای یقه گیری از مجاهدین درباره آنچه کرده اند و آنچه که نکرده اند زیاد خواهیم داشت. هیچ سوالی بی جواب نخواهد ماند. هر چند این بنده حقیر اعتقاد دارم که مجاهدین کارنامه ای بسیار بسیار پاکتر و روشنتر از آن دارند که بخواهند به کسی بدهکار باشند. هر چند در میانه درگیری با طوفانها در دریای پرتلاطم و در جنگ با امواج در هم کوبنده مسلم است که نمی توان بدون خطا و اشتباه باقی ماند. مگر مجاهدین به وحی منزل وصلند و معصوم هستند؟ 

postheadericon قربانیان قتل عام 67: شاهرخ نامداری مسجدی


شاهرخ در سال 1336 در یک خانواده کارگری در مسجدسلیمان متولد شد. در انقلاب ضدسلطنتی سال 57 فعالانه شرکت کرد و پس از انقلاب یک انجمن صنفی سیاسی به نام کانون دیپلمه های بیکار مسجدسلیمان تشکیل داد. تجمع اعضای روبه افزایش این کانون در فرمانداری شهر توسط پاسداران به شدت سرکوب شد. از این پس، شاهرخ به هواداران مجاهدین پیوست. در تابستان 58 او را به خاطر فعالیت تبلیغی به سود مجاهدین، به زندان انداختند و پس از آزادی از زندان به فعالیت تمام وقت سیاسی روی آورد.
پس از 30 خرداد 60 دیگر با سازمان ارتباط مستقیم نداشت. اما تا اوایل سال 64 ضمن فعالیتهای پراکنده اش به حمایت از خانواده های زندانیان سیاسی می پرداخت. یکی از همرزمانش نوشته است: «شاهرخ در 15 فروردین سال 64 در ماهشهر دستگیر شده بود و بعد از این که به 7 سال زندان محکوم شد، او را به نزد ما آوردند. در زندان گفت که اسم دخترم را «طنین» گذاشتم و این اسم را به این دلیل برایش انتخاب کرده ام تا طنین فریادهای هزاران هزار عمو و خاله هایی باشد که در زندانها و شکنجه گاهها فریادشان و حتی نامشان را کسی نشنیده است. دخترش در همان روزهای دستگیری او قدم به یک سالگی گذاشته بود. 

Blog Archive

About Me

ماه و پلنگ
View my complete profile
Powered by Blogger.